میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

میوه دل

همکاری با شما

دوستان سلام من مامان محمد سبحان هستم تازه براش وبلاگ راه اندازی کردم و میخوام خاطرات پسر گلمو بنویسم خوشحال میشم اگه نظر بدید و منو برای بهتر شدن وبلاگ پسرم یاری کنید با تشکر ...
5 مهر 1390

همکاری با شما

دوستان سلام من مامان محمد سبحان هستم تازه براش وبلاگ راه اندازی کردم و میخوام خاطرات پسر گلمو بنویسم خوشحال میشم اگه نظر بدید و منو برای بهتر شدن وبلاگ پسرم یاری کنید با تشکر ...
5 مهر 1390

همکاری با شما

راستی دوستان من و پسرم منتظر نظرات شما در مورد وبلاگمون هستیم بی شک نظرات شما به بهسازی وبلاگ ما کمک میکنه پس ما رو از نظراتتون بی نصیب نگذارید ...
5 مهر 1390

همکاری با شما

راستی دوستان من و پسرم منتظر نظرات شما در مورد وبلاگمون هستیم بی شک نظرات شما به بهسازی وبلاگ ما کمک میکنه پس ما رو از نظراتتون بی نصیب نگذارید ...
5 مهر 1390

شاه پسرم

وقتی تو دل مامانی بودی مامان جون واست لباس درست میکرد هم لباس تو خونه برات دوخت و هم لباس برات بافت و من برای تشکر از زحمات مامان جون هر عکسی که با لباسای مامان جون ازت بگیرمو میخوام بذارم تو وبلاگت تا وقتی بزرگ شدی برات یادگاری بمونه عزیز دلم این یک نمونه اشه ...
4 مهر 1390

شاه پسرم

وقتی تو دل مامانی بودی مامان جون واست لباس درست میکرد هم لباس تو خونه برات دوخت و هم لباس برات بافت و من برای تشکر از زحمات مامان جون هر عکسی که با لباسای مامان جون ازت بگیرمو میخوام بذارم تو وبلاگت تا وقتی بزرگ شدی برات یادگاری بمونه عزیز دلم این یک نمونه اشه ...
4 مهر 1390

نفسم سبحان

الان که دارم این مطالب رو می نویسم تو گهواره ات بغل دستم خوابیدی اما با کلی بهونه گیری !!! تازگیا بغلی شدی و وقتی خوابت میاد دوست داری رات ببریم وقتی که باباییت هست من راحتم چون بابایی رات می بره اما وقتی با هم تنهاییم خیلی اذیتم میکنی عسلم دیروز چندتا از عکسای سه ماهگیتو تک چین کردم و با بابایی بردیم دادیم چاپ کنن و قراره بریم امروز بگیریم یه آلبوم کوچولو برات خریدم که شکل ببعیه و وقتی بازش میکنی آلبوم میشه اینم یه عکس از سه ماهگیته گلم ...
4 مهر 1390

نفسم سبحان

الان که دارم این مطالب رو می نویسم تو گهواره ات بغل دستم خوابیدی اما با کلی بهونه گیری !!! تازگیا بغلی شدی و وقتی خوابت میاد دوست داری رات ببریم وقتی که باباییت هست من راحتم چون بابایی رات می بره اما وقتی با هم تنهاییم خیلی اذیتم میکنی عسلم دیروز چندتا از عکسای سه ماهگیتو تک چین کردم و با بابایی بردیم دادیم چاپ کنن و قراره بریم امروز بگیریم یه آلبوم کوچولو برات خریدم که شکل ببعیه و وقتی بازش میکنی آلبوم میشه اینم یه عکس از سه ماهگیته گلم ...
4 مهر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد